«جریان» از یک آرزوی ساده شروع شد. این‌که کتاب بخوانیم و کتابِ خوب بخوانیم؛ و بتوانیم درباره کتابِ خوب، خوب صحبت کنیم .جریان با همین رویا شکل گرفت؛ نه به‌عنوان یک کلاس یا محفل رسمی، بلکه یک خواست مشترک برای خواندن، گفتن و شنیدن. برای اینکه کتاب‌ها تنها در قفسه نمانند و به گفت‌وگو، فکر و زندگی راه پیدا کنند.

آذر سال۱۴۰۲ بود که ایده «جریان» با همین شعار جوانه زد، آرام‌آرام رشد کرد و امروز، بی‌هیاهو، دارد به بار می‌نشیند . در جریان، کتاب بهانه است؛ بهانه‌ای برای گفت‌وگو، برای دیدن جهان از زاویه‌ای دیگر، و برای مواجهه با خود. اینجا خواندن، عملی فردی اما ناتمام است؛ فهم متن در گفت‌وگو کامل می‌شود، در شنیدن تجربه‌ی دیگری، در اختلاف نظر، در سکوت‌ها.

من در جریان، نه به‌عنوان مدرس یا صاحب‌نظر، بلکه به‌عنوان تسهیلگر گفت‌وگو و همنشینی ادبی حضور دارم؛ کسی که تلاش می‌کند فضایی امن و زنده برای صحبت کردن درباره کتاب فراهم شود؛ جایی که هر خوانش ارزش شنیده شدن دارد.

«جریان» باور دارد که آگاهی همیشه با رنج همراه است،اما تنها راه نجات است؛ و ادبیات، یکی از صادقانه‌ترین راه‌های رسیدن به این آگاهی است.